عیادت عطا از عبدالله بن عباس و مذاکره درباره خلافت علی بن ابیطالب‏


ابن‏بابویه با اسناد متصل خود نقل می‏کند از عبدالحمید اعرج، از عطا که می‏گوید: عبدالله بن عباس مریض بود، و ضعف او را گرفته بود، ما برای عیادت او بطائف رفتیم، و بر او سلام نموده، و نشستیم.

پاورقی

227



گفت:ای عطا، افرادیکه با تو آمده‏اند چه کسانند؟
گفتم: ای آقای من! از شیوخ و محترمین این شهر هستند! و از ایشانست عبدالله بن سلمة بن مریم الطائفی، و عمارة بن الاجلح و ثابت بن مالک، همینطور مرتبا من یکایک از آنها را معرفی نمودم.
پس از آن همه آنها بجلو آمده و گفتند: ای پسر عم رسول خدا، تو بشرف صحبت رسول خدا رسیده! و از آن حضرت آنچه باید بشنوی شنیدی! برای ما بیان کن از سر اختلاف این امت، چرا دسته‏ای علی را مقدم می‏دارند بر غیر او، و دسته‏ای دگر او را بعد از سه خلیفه قبول دارند
قال: فتنفس ابن‏عباس، فقال سمعت رسول‏الله صلی الله علیه و آله یقول: علی مع الحق و الحق مع علی، و هو الامام و الخلیفة بعدی، فمن تمسک به فاز و نجا، و من تخلف عنه ضل و غوی، یلی تکفینی و غسلی، و یقضی دینی، و ابوسبطی الحسن و الحسین، و من صلب الحسین یخرج الائمة التسعة و منا مهدی هذه الامة
عطا می‏گوید ابن‏عباس نفس عمیقی کشید و گفت: که از رسول خدا شنیدم که می‏فرمود:علی با حق است و حق با علی است، و اوست امام و جانشین بعد از من، کسیکه بدو تمسک جوید، نجات می‏یابد، و رستگار می‏شود، و کسیکه از او تخلف ورزد گمراه می‏شود، و بهلاکت می‏رسد.
علی است که متکفل کفن نمودن، و غسل من می‏شود، اوست که دین مرا ادا می‏کند، و پدر دو فرزند من حسن و حسین است و از صلب حسین خارج می‏شود نه امام، و از آنهاست مهدی این امت.
در این وقت عبدالله بن سلمه حضرمی گفت: ای پسر عم رسول خدا صلی الله علیه و آله چرا ما را بدین معارف پیش از این دلالت ننمودی! ابن‏عباس گفت سوگند بخدا آنچه را که از رسول خدا شنیدم ابلاغ کردم، و ادا کردم حق آنرا، و نصحت لکم و لکن لا تحبون الناصحین، و شما را نصیحت کردم و لیکن نصیحت کنندگان را دوست ندارید.
ثم قال: اتقوا الله عباد الله تقیة من اعتبر تمهیدا، و ابقی فی وجل، و کمش فی مهل، و رغب فی طلب، و هرب فی هرب فاعملوا لآخرتکم قبل‏

228



حلول آجالکم، و تمسکوا بالعروة الوثقی من عترة نبیکم، فانی سمعته یقول: من تمسک بعترتی من بعدی کان من الفائزین.
سپس گفت: ای بندگان خدا تقوی پیشه سازید، مانند تقوای کسی که جایگاه خود را درست می‏نماید، و محل آرامش و سکونت خود را آزمایش می‏کند، و خود را در خوف و خشیت نگاه می‏دارد، و با رفق و مدارا بسرعت ناقه خود را می‏دوشد، و بار خود را می‏بندد، و در طلب سعادت رغبت دارد، و از خوفگاه می‏گریزد، پس قبل از آنکه اجلهای شما فرا رسد، برای سفر آخرت خود عمل کنید، و بدستاویز محکم از عترت پیغمبر خود متمسک گردید.
حقا من از پیغمبر خدا شنیدم که می‏فرمود: کسی که تمسک جوید بعترت من بعد از من از رستگاران خواهد بود، ثم بکی بکائا شدیدا سپس ابن‏عباس گریه فراوانی نمود: جمعیتی که بودند از او سئوال کردند چگونه گریه می‏کنی، در حالی که منزلت و مقام تو نزد رسول خدا است؟
ابن‏عباس گفت: ای عطا به دو چیز می‏گریم: لهول المطلع و فراق الاحبة یکی برای خوف و خشیت از طلوع مقام جلال و عظمت خدا، و دیگری از مفارقت احبه و دوستان.
سپس آن جماعت از نزد او برخاستند و متفرق شدند.
در این حال گفت: ای عطا دست مرا بگیر، و مرا در صحن خانه ببر! من و سعید او را بلند کردیم، و بسوی حیاط منزل حرکت دادیم چون در صحن آمد دست خود را به آسمان بلند کرد و گفت: اللهم انی اتقرب الیک بمحمد و آل محمد، اللهم انی اتقرب الیک بموالاة الشیخ علی بن ابیطالب، فما زال یکررها حتی وقع علی الارض، فصبرنا علیه ساعة ثم اقمناه فاذا هو میت رحمة الله علیه.
" 1 ".

پاورقی

229