آفرینش عبارت است از ظهور، نه تولد و خروج‏


بحث اول، عالم خلقت اعم از موجودات مجرده و مادیه، ظهور نور وجود حضرت باری تعالی شانه هستند. و تمام ممکنات مظاهر و مجالی آن ذات مقدس می‏باشند.
بنابراین هر ممکن به اندازه سعه ماهوی و قابلیت خود

ص107



از نور وجود حق تعالی مستفیض شده، و از تابش آن نور پاک در آئینه هستی خود به ظهور آمده، و لباس هستی در بر کرده است.
معنای خلقت بیرون آمدن چیزی از ذات مقدس و ایجاد چیزی مستقل در خارج نیست، بطوریکه در اصل وجود و یا در استمرار آن و یا در صفت و فعل متکی بخود بوده، و بر پای خود ایستاده باشد.
بنابراین تمام عالم هستی، بجز ذات پروردگار قائم به او هستند، و اتکاء و اعتماد بدو دارند، بطوریکه اگر یک لحظه این قیام و اتکاء و اعتماد و بستگی بریده شود، عالم خلقت در ظلمتکده عدم و نیستی فرو میرود.
یا ایها الناس انتم الفقراء الی الله و الله هو الغنی الحمید (آیه 15 از سوره فاطر)
ای مردم، تمام شما به تمام شراشر وجود هستی نیازمندانی بخدا هستید و فقط خداست که بی‏نیاز است و اوست که سزاوار تحمید و ستایش است.
روی این اصل، اظهار عجز و مسکنت و نیستی که پیامبران بدرگاه الهی مینموده‏اند، و در برابر ذات اقدس حضرت ذو الجلال خود را فقیر و خالی و تهی میدیدند، و در مناجات‏ها سیمای مذلت بر خاک می‏سودند، نه از روی تصنع و تعارف بوده است، بلکه حکایت از یک امر واقعی میکرده است.
پس در این جهت ما بین پیامبران و امامان با سایر مردم از هر صنف و طبقه هیچ تفاوتی نیست که هر کس هر چه دارد بخدا دارد، و با خدا دارد، و بدون خدا هیچکس هیچ ندارد.

ص۱۰۸