روایات علمای معروف اهل سنت در مقام امیرالمؤمنین.امام شناسی جلد1
روایات علمای معروف اهل سنت در مقام امیرالمؤمنین
ما در اینجا بعضی از روایاتی را که علمای معروف عامه در کتب خود آوردهاند ذکر میکنیم، تا مقام و منزلت امیرالمؤمنین علیهالسلام از نقطهنظر آنان معلوم شود:
در ینابیع المودة از جابر بن عبدالله انصاری روایت کند که پیغمبر اکرم فرمود: کف علی کفی " 1 " دست علی دست من است.
و معلوم است که مراد از دست، آثار مترتبه بر دست است از اخذ و اعطاء و کتابت و حرب و غیره، و خلاصه تمام افعالی که از دست سرمیزند، و چون این افعال مترتب بر اراده و اختیار نفس است فلذا مساوی بودن کف ملازم با مساوی بودن در تمام مبادی و مراحل افعال از حالات نفسیه و مکارم اخلاق و شیم پسندیده است.
و نیز از ابوبکر وارد است که رسول خدا فرمودند: یا ابابکر کفی و کف علی فی العدد سواء " 2 " و در روایت دیگر: یا ابابکر کفی و کف علی فی العدل سواء " 3 " ای ابوبکر دست من و دست علی در عدد مساویست.ای ابوبکر دست من و دست علی در عدل مساویست.
البته مساوی بودن در عدل همانطور که گفته شد ملازم با مساوی بودن در صفات نفسیه و مکارم اخلاق و اطلاع به سرائری است که در نتیجه در مرتبه فعل، کردار و افعال را طبق کردار و افعال پیمبر اکرم قرار میدهد.
و اما مساوی بودن در عدد کنایه از مساوی بودن در تمام مراتب و مراحل قدرت است، آنچه از دست پیمبر اکرم برآید از دست امیرالمؤمنین برآید، چون دست بالاخص در چنین تعبیری که برای او عدد فرض شده است معلول قدرت و آلت اجرای نیات نفسانیه و ارادات روحیه است. بنابراین، این تعبیر میرساند که قدرت رسول خدا و قدرت علی مساوی است. آن معجزات عجیب که از دست آن حضرت به ظهور پیوست همگی در کانون اراده و قدرت علی موجود است.
| پاورقی |
ص33
محب طبری در الریاض النضره از انس بن مالک روایت میکند که قال رسولالله: ما من نبی الا و له نظیر فی امته و علی نظیری " 1 ".
حضرت رسول اکرم فرمودند که هیچ پیمبری نیامده است مگر آنکه او را در بین امتش نظیری است، و علی نظیر من است.
این روایت میرساند که در جمیع امت رسول خدا، هیچ کس از نقطهنظر صفات روحیه و کمالات نفسیه مانند علی نزدیک به پیمبر اکرم نبوده است، و فقط و فقط آن سرور مؤمنان نظیر آن حضرت بوده است.
و نظیر این روایت در ینابیع المودة از انس بن مالک به روایت صاحب الفردوس آمده است که قال رسولالله: ما من نبی الا و له نظیر الی ان قال و علی بن ابیطالب نظیری " 2 ".
و در صحیح بخاری در باب مناقب علی گوید: قال النبی صلی الله علیه و آله لعلی: انت منی و انا منک " 3 ".
رسول خدا به امیرالمؤمنین فرمودند:ای علی تو از من هستی و من از تو هستم.
و این تعبیر نهایت یگانگی و اتحاد را میرساند، مثل آنکه وجود آن دو سرور عالمیان وجود واحدی است که در دو تن و دو قالب نمودار شده است
و نیز ابنحجر هیتمی مکی در الصواعق المحرقه " 4 " از براء بن عازب و محب طبری در الریاض النضرة از ملا نقل کردهاند که پیغمبر خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: علی منی به منزلة راسی من بدنی " 5 ".
نسبت علی با من مانند نسبت سر من است با بدن من، و این تعبیر غایت پیوند و همبستگی را میرساند.
رسول خدا میفرمایند همانطور که بدن بدون سر حیات ندارد، حیات من مربوط و منوط به حیات علی است
|
پاورقی |
ص34
و در ینابیع المودة از عبدالله بن مسعود روایت میکند که رسول خدا فرمود علی منی مثل راسی من بدنی. " 1 ".
و در ینابیع المودة از ابوهریره روایت کند که او گفت: کان رسولالله صلی الله علیه و آله و سلم بعث بعثین، و بعث علی احدهما علیا و علی الاخر خالد بن الولید،
و قال اذا التقیتم فعلی الناس امام، و اذا افترقتم فکل علی جنده،
فلقینا بنی زبیدة، فاقتتلنا، و ظفرنا علیهم. و سبیناهم، فاصطفی علی من السبی واحدا لنفسه
فبعثنی خالد الی النبی صلی الله علیه و آله و سلم، حتی اخبره بذلک فلما اتیت و اخبرته فقلت: یا رسولالله بلغت ما ارسلتبه؟
فقال: لا تقعوا فی علی، فانه منی و انا منه، و هو ولیی و وصیی من بعدی " 2 ".
رواه الامام احمد فی مسنده.
ابوهریره گوید- طبق حدیثی که در ینابیع قندوزی از امام احمد بن حنبل در مسند خود روایت میکند- که رسول خدا صلی الله علیه و آله دو لشگر را برای جنگ حرکت دادند یکی را بریاست علی، و دیگر را بریاست خالد بن ولید، و فرمودند هنگامیکه این دو لشگر بهم بپیوندند برای جمیع لشگریان یک امام امامت کند، و چون از هم جدا باشند هر یک از این دو نفر بر لشگر خود امامت بنمایند.
ابوهریره گوید دو لشگر حرکت کرد و در بنی زبیده بهم رسید، و با بنی زبیده نبرد کردیم و غالب و پیروز آمدیم و از آنان اسیرانی گرفتیم، علی بن ابیطالب یکی از آن اسرا را برای خود انتخاب نموده و برداشت.
خالد بن ولید مرا بسوی پیغمبر روانه ساخت تا او را از این قضیه مطلع نمایم که علی بن ابیطالب بدون مجوز برای خود اسیری انتخاب نموده و برداشته است.
من بخدمت رسول خدا روانه شدم، چون بمحضرش رسیده و او را از این قضیه
| پاورقی |
ص35
خبر دادم، گفتم: ای رسول خدا! من ماموریت خود را انجام دادم و آنچه را که بمن امر شده بود بشما رساندم؟
حضرت رسول فرمودند: عیب علی را نگوئید، و خود را در کار علی دخالت ندهید، حقا بدانید که علی از من است و من از علی هستم، و او صاحب اختیار و سرپرست و وصی من است بعد از من بر امت من.
ابناثیر در اسد الغابه " 1 " با اسناد متصل خود از عمران بن حصین، و همچنین قندوزی در ینابیع المودة " 2 " از سنن ترمذی از عمران بن حصین و همچنین محب الدین طبری از عمران بن حصین " 3 " روایت کردهاند که پیغمبر علی را بر قشونی امیر نموده، و بسریهای گسیل داشت علی در آن نبرد برای خود کنیزی برداشت، این معنی در نزد بعضی گران آمد، و چهار نفر از آنان یکدل گردیده با یکدیگر نزد پیغمبر آمدند، و یک یک برخاسته، زبان بشکایت گشودند.
پیغمبر در هر مرتبه از آنها روی گردانید، چون نفر چهارم برخاست و آنچه را که آن سه نفر گفته بودند، او نیز بازگو کرد فاقبل الیهم رسولالله صلی الله علیه و آله و الغضب یعرف فی وجهه، فقال: ما تریدون من علی؟ ما تریدون من علی؟ ما تریدون من علی؟ ان علیا منی و انا من علی، و هو ولی کل مؤمن بعدی.
در اینجا رسول خدا روی خود را به آنها نموده و در چهره مبارکش آثار غضب و خشم هویدا بود و فرمود چه میخواهید از علی؟ چه میخواهید از علی؟ چه میخواهید از علی؟ حقا علی از من است و من از علی هستم و او صاحب اختیار و ولی هر مؤمنی است بعد از من " 4 ".
آری کسانیکه نمیتوانستند به بینند علی کنیزی را برای خود بردارد- در حالیکه قوام اسلام رهین فداکاریهای بینظیر او بود- کجا میتوانستند ببینند که
|
پاورقی |
ص36
او بر جمیع مسلمین عالم زعامت کند و سررشته امور مردم را بدست گیرد؟
کردند با او آنچه کردند، تا بالاخره پس از سی سال خون دل، در محراب عبادت فرقش را بشکافتند، و چنین روح کلی و حیات سرمدی خود را در زیر خاک پنهان نموده، دل جن و انس و حیوان بیابان و مرغان هوا را در سوگش ماتم سرا نمودند.
ابناثیر جزری مینویسد: و انبانا جدی، حدثنا زید بن علی عن عبیدالله بن موسی، حدثنا الحسن بن کثیر عن ابیه قال: خرج علی لصلوة الفجر فاستقبله الاوز یصحن وجهه، قال: فجعلنا نطردهن عنه.
فقال: دعوهن فانهن نوائح، و خرج فاصیب " 1 ".
حسن بن کثیر از پدرش روایت میکند که او گفت: امیرالمؤمنین علیهالسلام برای نماز صبح میرفت، مرغابیهائی بدو روی آورده و در برابر صورت علی صدای خود را به صیحه و غوغا بلند کردند.
او میگوید: ما خواستیم آنها را از دور امیرالمؤمنین دور کنیم، حضرت فرمود:آنها را بحال خود گذارید، اینها برای من نوحهسرائی میکنند.
چون برای نماز بیرون شد، ضربت بر فرق مبارکش رسید.
آری مرغان هوا و وحوش بیابان برای فرزندش نیز نوحهسرائی نمودند،
ص۳۷