جلوگيري و درمان اسراف و تبذير
جلوگيري و درمان اسراف و تبذير
به کمک روش هاي تربيتي ذيل،ضمن مبارزه با پديده اسراف و تبذير مي توان ريشه هاي آن را خشکانده اين رذيله را درمان کرد.
الف. روش هاي شناختي
منظور از روش هاي شناختي روش هايي است که براي ايجاد تغيير در شناخت و نگرش افراد استفاده مي شود تا با اعطاي بينش صحيح به افراد زمينه ي درمان افراط کاري را فراهم کند.
1.روش زمينه سازي
دراين روش به ايجاد زمينه ها و زيرساخت هاي مناسب جهت رفتار مطلوب و جلوگيري از بروز رفتارهاي نامطلوب اشاره مي شود. يکي ازاساسي ترين راه هاي پيشگيري از اسراف و تبذيراز بين بردن عوامل مولد آن است. فرد اسراف کار به واسطه يکي از علل خودنمايي،چشم هم چشمي،تربيت ناصحيح خانواده، تقليد، وسواس و... به اين بليه گرفتار مي شود.اگرخودنمايي و ثروت زياد دست به دست هم داده انگيزه ريخت و پاش را براي فرد اسراف کاربه وجود آورده،ضمن آسيب شناسي بايد ريشه ي آن را نيز شناسايي کرده ازبين برد. بايد به مسرف توجه داد که دور ريختن ته مانده غذا يا هدر دادن اضافه آب ليوان و... کم کم زمينه را براي اسراف کاري هاي کلان را فراهم مي کند. بايد اين عوامل مولد و علل زمينه ساز را شناسايي کرده،ضمن شناخت همه جانبه آن عوامل، جهت ريشه کن ساختن آنها اقدام کرد. بنابراين شناخت زمينه ها و برنامه ريزي براي برطرف ساختن آن،اولين قدم درراه مبارزه با اسراف است.
امام صادق (ع) درضمن بياني عدم استفاده بهينه ازنعمت هاي الهي را کمترين زمينه ساز اسراف مي دانند. «أدني الاسراف هراقه فضل الاناء»؛کمترين
اندازه اسراف دورريختن ته مانده ظرف آب يا غذاست. (عياشي، 1380،ج 2، ص 288، ح 58) پس ضروري است اولين قدم را در خانواده برداشت به طوري که جلوگيري از اسراف جزء فرهنگ خانوادگي قرار گيرد و بعد ازآن،به صورت گسترده درجامعه فرهنگ سازي کرده و همگان را به پرهيز ازاسراف و تبذيرفراخواند که اگر به صورت نهادينه با آن برخورد شود ديري نمي گذرد که ريشه اسراف خشکيده مي شود.
امام صادق (ع) درضمن بياني عدم استفاده بهينه ازنعمت هاي الهي را کمترين زمينه ساز اسراف مي دانند. «أدني الاسراف هراقه فضل الاناء»؛کمترين
اندازه اسراف دورريختن ته مانده ظرف آب يا غذاست. (عياشي، 1380،ج 2، ص 288، ح 58) پس ضروري است اولين قدم را در خانواده برداشت به طوري که جلوگيري از اسراف جزء فرهنگ خانوادگي قرار گيرد و بعد ازآن،به صورت گسترده درجامعه فرهنگ سازي کرده و همگان را به پرهيز ازاسراف و تبذيرفراخواند که اگر به صورت نهادينه با آن برخورد شود ديري نمي گذرد که ريشه اسراف خشکيده مي شود.
2. روش مواجهه با نتايج اعمال
دراين روش به فرد زيان يا سود عملي که انجام مي دهد نشان داده مي شود تا با توجه به پيامدهاي آن،انگيزه و زمينه ي مناسبي جهت انجام يا ترک آن عمل به دست آيد.درنتيجه با ظهورانگيزه ي دروني،الزام بيروني جاي خود را به الزام دروني داده و فرد را از درون ملزم مي کند تا عملي را ترک يا انجام دهد.
توجه دادن اسراف کاربه ضرر و زيان هايي که به خاطرعدم اعتدال و ميانه روي متوجه اومي شود،همچنين توجه به زيان هاي اقتصادي بزرگي که به خاطراسراف و ولخرجي به فرد و اجتماع وارد مي شود، در پيشگيري و درمان افراط کاري مؤثرخواهد بود.چه ضررو زياني از اين بالاتر که انسان به خاطراسراف و تبذير در گمراهي قرار گرفته،توفيق هدايت و راه يابي را از دست بدهد؛در نتيجه خسران دنيا و آخرت را براي خود خريداري کند. (... کذلک يضلّ الله من هو مسرف مرتاب»؛(غافر، 34) و چه زياني از اين بزرگتر که فرد يا جامعه اي به آتش فقر اقتصادي (15) گرفتارشده،دست نياز به سوي اجانب و بيگانگان دراز کند و چه عاقبتي بدترازاينکه هرچه انسان تلاش و کوشش کند برکتي (16) از زندگي و تلاش خود نبيند.
توجه دادن اسراف کاربه ضرر و زيان هايي که به خاطرعدم اعتدال و ميانه روي متوجه اومي شود،همچنين توجه به زيان هاي اقتصادي بزرگي که به خاطراسراف و ولخرجي به فرد و اجتماع وارد مي شود، در پيشگيري و درمان افراط کاري مؤثرخواهد بود.چه ضررو زياني از اين بالاتر که انسان به خاطراسراف و تبذير در گمراهي قرار گرفته،توفيق هدايت و راه يابي را از دست بدهد؛در نتيجه خسران دنيا و آخرت را براي خود خريداري کند. (... کذلک يضلّ الله من هو مسرف مرتاب»؛(غافر، 34) و چه زياني از اين بزرگتر که فرد يا جامعه اي به آتش فقر اقتصادي (15) گرفتارشده،دست نياز به سوي اجانب و بيگانگان دراز کند و چه عاقبتي بدترازاينکه هرچه انسان تلاش و کوشش کند برکتي (16) از زندگي و تلاش خود نبيند.
3. روش اعطاي بينش
منظورازروش تربيتي اعطاي بينش آن است که با ايجاد آگاهي هاي عميق و گسترده در ذهن،فکرو باطن فرد،زمينه را براي تغيير دررفتار او فراهم سازيم.اين روش که از مهم ترين روش هاي تربيت اسلامي است براي از بين بردن بسياري ازرذايل اخلاقي مورد استفاده قرار مي گيرد.
بعضي مواقع اسراف و تبذير به خاطر اين صورت مي گيرد که اطلاع رساني دقيقي در باره جزئيات و نکوهش اين عمل صورت نگرفته است و يا اسراف کننده،نخواسته اطلاعات لازم را درخصوص عملي که انجام مي دهد کسب کند.اگرما بتوانيم سطح آگاهي افراد را نسبت به مفهوم اسراف، حدود، ريشه ها،آثار و حکم شرعي آن بالا برده و بينش صحيحي درباره ي اسراف به فرد مسرف ارائه دهيم،کمک شاياني جهت مبارزه با اين بيماري فردي و اجتماعي کرده ايم.
نتيجه عملي اعطاي بينش نيزاين خواهد بود که فرد به ناهنجاري ها اين عمل متوجه شده، نه تنها اسراف و ولخرجي نخواهد کرد بلکه مسرف خود به پيشگيري و درمان آن اقدام مي کند. پس لازم است به کمک روش اعطاي بينش،اطلاعات و آگاهي هاي لازم را نسبت به موارد مذکوربه اطلاع فرد برسانيم. به فرض اگراسراف کاربداند که اسراف نمودي از جهالت فرد (17) است و هرکس افراط و اسراف کاري کند،يکي از نشانه هاي منافقين (18)را درخود تقويت کرده، بدون ترديد دست به چنين عمل ناپسندي نخواهد زد.
درمرحله ي اول خداي منان خود اولين بينش را به اسراف کار مي دهد که «... إنّ الله لا يهدي من هومسرف کذّاب»؛خداوند کسي را که افراط کار دروغ زن باشد هدايت نمي کند. (غافر، 28) و در مرحله بعدي حضرات معصومين عليهم السلام به صورت عملي در سيره خود اين بينش را به مخاطبين خود داده اند.درفرمايشي پيامبراکرم (ص) درباره ي اثرات تخريبي اسراف چنين آگاهي مي دهند که «من بذرأفقره الله»؛ هرکس اسراف و تبذيرکند خداوند او را به فقر مبتلا خواهد کرد.(مجلسي، 1404، ج 100، ص 21، ح 10)
امام علي (ع) هم فرمودند: «من لم يحسن الاقتصاد أهلکه الاسراف»؛هرکس اقتصاد و ميانه روي را در پيش نگيرد،اسراف اورا هلاک خواهد کرد. (آمدي، 1366، ح 8074) درفرمايشي امام صادق (ع) نيز فرمودند: «أدني الاسراف هراقه فضل الإناء و ابتذال ثوب الصّون و إلقاء النّوي»؛کمترين اندازه اسراف دورريختن ته مانده ظرف (آب يا غذا) و تبديل لباس بيرون به لباس خانه و دم دستي و دور انداختن هسته هاي خرما و ميوه است. (عياشي، 1380، ج 2، ص 288، ح 58)
بعضي مواقع اسراف و تبذير به خاطر اين صورت مي گيرد که اطلاع رساني دقيقي در باره جزئيات و نکوهش اين عمل صورت نگرفته است و يا اسراف کننده،نخواسته اطلاعات لازم را درخصوص عملي که انجام مي دهد کسب کند.اگرما بتوانيم سطح آگاهي افراد را نسبت به مفهوم اسراف، حدود، ريشه ها،آثار و حکم شرعي آن بالا برده و بينش صحيحي درباره ي اسراف به فرد مسرف ارائه دهيم،کمک شاياني جهت مبارزه با اين بيماري فردي و اجتماعي کرده ايم.
نتيجه عملي اعطاي بينش نيزاين خواهد بود که فرد به ناهنجاري ها اين عمل متوجه شده، نه تنها اسراف و ولخرجي نخواهد کرد بلکه مسرف خود به پيشگيري و درمان آن اقدام مي کند. پس لازم است به کمک روش اعطاي بينش،اطلاعات و آگاهي هاي لازم را نسبت به موارد مذکوربه اطلاع فرد برسانيم. به فرض اگراسراف کاربداند که اسراف نمودي از جهالت فرد (17) است و هرکس افراط و اسراف کاري کند،يکي از نشانه هاي منافقين (18)را درخود تقويت کرده، بدون ترديد دست به چنين عمل ناپسندي نخواهد زد.
درمرحله ي اول خداي منان خود اولين بينش را به اسراف کار مي دهد که «... إنّ الله لا يهدي من هومسرف کذّاب»؛خداوند کسي را که افراط کار دروغ زن باشد هدايت نمي کند. (غافر، 28) و در مرحله بعدي حضرات معصومين عليهم السلام به صورت عملي در سيره خود اين بينش را به مخاطبين خود داده اند.درفرمايشي پيامبراکرم (ص) درباره ي اثرات تخريبي اسراف چنين آگاهي مي دهند که «من بذرأفقره الله»؛ هرکس اسراف و تبذيرکند خداوند او را به فقر مبتلا خواهد کرد.(مجلسي، 1404، ج 100، ص 21، ح 10)
امام علي (ع) هم فرمودند: «من لم يحسن الاقتصاد أهلکه الاسراف»؛هرکس اقتصاد و ميانه روي را در پيش نگيرد،اسراف اورا هلاک خواهد کرد. (آمدي، 1366، ح 8074) درفرمايشي امام صادق (ع) نيز فرمودند: «أدني الاسراف هراقه فضل الإناء و ابتذال ثوب الصّون و إلقاء النّوي»؛کمترين اندازه اسراف دورريختن ته مانده ظرف (آب يا غذا) و تبديل لباس بيرون به لباس خانه و دم دستي و دور انداختن هسته هاي خرما و ميوه است. (عياشي، 1380، ج 2، ص 288، ح 58)
۴روش عبرت پذيري
مراد ازاين روش آن است که انسان تحولات و تطورات را به ديده ي عبرت نگريسته و از آنچه برديگران رفته درس بگيرد؛که اگر چنين کند به نوعي خود نگهداري که حفاظي مبتني بر بينايي است دست يافته و از اشتباهات و لغزش ها کاسته است.
يکي ازشيوه هاي تربيتي قرآن جهت عبرت پذيري بيان داستان ها و اتفاقات امت هاي پيشين است تا شنونده را به صورت غير مستقيم به پندپذيري ازآن وادار کند. گاه خداوند بعد از بيان مقصود خويش تأکيد بر عبرت پذيري هم مي کند تا مخاطب متوجه باشد که اگرعبرت نگيرد خود به آن بلاها گرفتارخواهد شد. درباره ي اسراف و تبذير هم لازم است ما به افرادي که ولخرجي و ريخت و پاش مي کند و احترام نعمت هاي الهي را نگه نمي دارند سرگذشت گذشتگان را بيان کنيم که اگرخداي نکرده پيشگيري نشود آنها هم گرفتارخواهند شد.شکي نيست استفاده ازاين روش دردرمان اسراف اثر مطلوبي خواهد گذاشت.
قرآن کريم سرگذشت فرعون را در جهت عبرت گيري بيان مي کند که: «... و إن فرعون لعالٍ في الأرض و أنّه لمن المسرفين»؛ فرعون با برتري جويي و اسراف کاري در زمين فساد کرد وخداوند بساط ظلم و جورش را برهم پيچيد و هرکس فرعوني فکرکند و فرعوني زندگي کند هرآينه خداوند با او چنان رفتارخواهد کرد که با فرعون انجام داد.
امام صادق (ع) درحديثي سرگذشت امتي را بيان کردند که درخصوص استفاده از نان، ولخرجي و اسراف و استفاده نامناسب را به حدي رساندند که خداوند نعمت خود را از آنها گرفت. حضرت فرمودند: «اهل قريه کان الله عزوجل قد اوسع عليهم في معايشهم فاستخشنوا لاستنجاء بالحجاره و استعموا من الخبز مثل الافهارفکانوا يستنجون به فبعث الله عليهم دواب اصفر من الجراد فلم تدع لهم شيئاً خلقه الله من شجرو لانباتٍ إلا اکلته فبلغ بهم الجهد إلي أن رجعوا الي الذي کانوا يستنجون به من الخبز فيأکلونه»؛خداوند در روزي گروهي ازمردم وسعت و گشايش داد تا هنگامي که سر به طغيان گذاشتند و سنگ را براي تطهير
خود خشن احساس کردند،از اين رو براي اين کارازنان استفاده کردند. دراين هنگام خداوند آنان را به قحطي و گرسنگي گرفتار کرد و آن گروه به ناچارآذوقه هاي خود را در انبارها ذخيره مي نمودند تا محفوظ بماند. خداوند حشراتي کوچکتراز پشه براي آنها برانگيخت تا ذخيره آنان را فاسد نمايند و بدين رو مجبور شدند براي تأمين آذوقه خود به همان پاره نان هاي آلوده اي که جمع شده بود روي آوردند و آن ها را خوردند. (مجلسي، 1404، ج 63، ص 431، باب 20، ح 16)
يکي ازشيوه هاي تربيتي قرآن جهت عبرت پذيري بيان داستان ها و اتفاقات امت هاي پيشين است تا شنونده را به صورت غير مستقيم به پندپذيري ازآن وادار کند. گاه خداوند بعد از بيان مقصود خويش تأکيد بر عبرت پذيري هم مي کند تا مخاطب متوجه باشد که اگرعبرت نگيرد خود به آن بلاها گرفتارخواهد شد. درباره ي اسراف و تبذير هم لازم است ما به افرادي که ولخرجي و ريخت و پاش مي کند و احترام نعمت هاي الهي را نگه نمي دارند سرگذشت گذشتگان را بيان کنيم که اگرخداي نکرده پيشگيري نشود آنها هم گرفتارخواهند شد.شکي نيست استفاده ازاين روش دردرمان اسراف اثر مطلوبي خواهد گذاشت.
قرآن کريم سرگذشت فرعون را در جهت عبرت گيري بيان مي کند که: «... و إن فرعون لعالٍ في الأرض و أنّه لمن المسرفين»؛ فرعون با برتري جويي و اسراف کاري در زمين فساد کرد وخداوند بساط ظلم و جورش را برهم پيچيد و هرکس فرعوني فکرکند و فرعوني زندگي کند هرآينه خداوند با او چنان رفتارخواهد کرد که با فرعون انجام داد.
امام صادق (ع) درحديثي سرگذشت امتي را بيان کردند که درخصوص استفاده از نان، ولخرجي و اسراف و استفاده نامناسب را به حدي رساندند که خداوند نعمت خود را از آنها گرفت. حضرت فرمودند: «اهل قريه کان الله عزوجل قد اوسع عليهم في معايشهم فاستخشنوا لاستنجاء بالحجاره و استعموا من الخبز مثل الافهارفکانوا يستنجون به فبعث الله عليهم دواب اصفر من الجراد فلم تدع لهم شيئاً خلقه الله من شجرو لانباتٍ إلا اکلته فبلغ بهم الجهد إلي أن رجعوا الي الذي کانوا يستنجون به من الخبز فيأکلونه»؛خداوند در روزي گروهي ازمردم وسعت و گشايش داد تا هنگامي که سر به طغيان گذاشتند و سنگ را براي تطهير
خود خشن احساس کردند،از اين رو براي اين کارازنان استفاده کردند. دراين هنگام خداوند آنان را به قحطي و گرسنگي گرفتار کرد و آن گروه به ناچارآذوقه هاي خود را در انبارها ذخيره مي نمودند تا محفوظ بماند. خداوند حشراتي کوچکتراز پشه براي آنها برانگيخت تا ذخيره آنان را فاسد نمايند و بدين رو مجبور شدند براي تأمين آذوقه خود به همان پاره نان هاي آلوده اي که جمع شده بود روي آوردند و آن ها را خوردند. (مجلسي، 1404، ج 63، ص 431، باب 20، ح 16)
5. روش طرح قصه
يکي از ديگر شيوه هاي تربيتي براي تبيين معارف قرآني،روش طرح قصه است. واژه «قص» به معناي دنباله ي جاي پا را گرفتن و رفتن (راغب اصفهاني، 1416، واژه قص) و جستجو ازآثارچيزي است و هرچيز که پشت سرهم قرارگيرد عرب به آن قصه مي گويد. و ازآنجا که به هنگام شرح وبيان يک موضوع، کلمات و جمله ها درپي يکديگر بيان مي شود اين کار را قصه ناميده اند. (مکارم شيرازي، 1366، ج 9، ص 301)
به طورکلي بخش زيادي از معارف در قالب سرگذشت اقوام پيشين و داستان آنها در قرآن بيان شده است.خداي منان اين معارف را در قالب قصه بيان کرده است؛زيرا اولاً داستان و فضايي که درآن سير مي شود براي همگان جاذبه مخصوص دارد،به طوري که براي تمامي سنين اين جذابيت هميشه محفوظ است. ثانياً داستان و قصه براي همه کس قابل فهم و درک است تا جايي که بسياري براي رساندن مسائل عقلي و تربيتي از طرح قصه استفاده مي کنند تا هدف را خود شنونده براساس درک و توانايي به دست آورد.
قرآن کريم درجاي جاي اين کتاب آسماني براي رساندن تعاريف تربيتي به مخاطبين خود ازطرح قصه بهره جسته است. اتفاقاً يکي از مسائلي که درسوره هاي اعراف و ذاريات به آن پرداخته شده،بحث اسراف و تجاوز انسان ازقانون فطرت است.قرآن در سوره اعراف درداستان حضرت لوط جهت بيان اسرافي که در قانون فطرت براي قوم آن حضرت پيش آمده بود،وارد ميدان شده، نقطه اصلي داستان را به همين اسراف کاري اختصاص مي دهد و مي فرمايد:
«إنّکم لتأتون الرجال شهوه من دون النساء بل أنتم قوم مسرفون»؛شما ازروي شهوت به جاي زنان بامردان مي آميزيد،آري شما گروهي تجاوزگريد. (اعراف، 81) باز در سوره ذاريات داستان افراط کاري آنها را از زاويه اي ديگر مورد بررسي قرار مي دهد و اززبان فرشتگان الهي مي فرمايد: «قالوا إنّا أُرسلنا إلي قوم مجرمين لنرسل عليهم حجاره من طين مسوّمه عند ربک اللمسرفين» گفتند ما به سوي قوم مجرمين فرستاده شده ايم، تا باراني ازسنگ ـ گل برآنها بفرستيم، سنگ هايي که ازناحيه پروردگارت براي اسراف کاران نشان گذاشته شده است. (ذاريات، 32-34) تعبيربه مسرفين اشاره به کثرت گناه آنهاست به گونه اي که ازحد گذرانده و پرده هاي حيا و شرم را دريده بودند. (مکارم شيرازي،1366، ج 22، ص 356) طرح قصه جهت عبرت پذيري براي مبارزه با پديده ي اسراف براي تمامي سنين به فراخور مشکلي که دارند هميشه کارگشاست. چنانکه امام صادق (ع) از اين شيوه جهت اعطاي بينش استفاده کردند. (19)
به طورکلي بخش زيادي از معارف در قالب سرگذشت اقوام پيشين و داستان آنها در قرآن بيان شده است.خداي منان اين معارف را در قالب قصه بيان کرده است؛زيرا اولاً داستان و فضايي که درآن سير مي شود براي همگان جاذبه مخصوص دارد،به طوري که براي تمامي سنين اين جذابيت هميشه محفوظ است. ثانياً داستان و قصه براي همه کس قابل فهم و درک است تا جايي که بسياري براي رساندن مسائل عقلي و تربيتي از طرح قصه استفاده مي کنند تا هدف را خود شنونده براساس درک و توانايي به دست آورد.
قرآن کريم درجاي جاي اين کتاب آسماني براي رساندن تعاريف تربيتي به مخاطبين خود ازطرح قصه بهره جسته است. اتفاقاً يکي از مسائلي که درسوره هاي اعراف و ذاريات به آن پرداخته شده،بحث اسراف و تجاوز انسان ازقانون فطرت است.قرآن در سوره اعراف درداستان حضرت لوط جهت بيان اسرافي که در قانون فطرت براي قوم آن حضرت پيش آمده بود،وارد ميدان شده، نقطه اصلي داستان را به همين اسراف کاري اختصاص مي دهد و مي فرمايد:
«إنّکم لتأتون الرجال شهوه من دون النساء بل أنتم قوم مسرفون»؛شما ازروي شهوت به جاي زنان بامردان مي آميزيد،آري شما گروهي تجاوزگريد. (اعراف، 81) باز در سوره ذاريات داستان افراط کاري آنها را از زاويه اي ديگر مورد بررسي قرار مي دهد و اززبان فرشتگان الهي مي فرمايد: «قالوا إنّا أُرسلنا إلي قوم مجرمين لنرسل عليهم حجاره من طين مسوّمه عند ربک اللمسرفين» گفتند ما به سوي قوم مجرمين فرستاده شده ايم، تا باراني ازسنگ ـ گل برآنها بفرستيم، سنگ هايي که ازناحيه پروردگارت براي اسراف کاران نشان گذاشته شده است. (ذاريات، 32-34) تعبيربه مسرفين اشاره به کثرت گناه آنهاست به گونه اي که ازحد گذرانده و پرده هاي حيا و شرم را دريده بودند. (مکارم شيرازي،1366، ج 22، ص 356) طرح قصه جهت عبرت پذيري براي مبارزه با پديده ي اسراف براي تمامي سنين به فراخور مشکلي که دارند هميشه کارگشاست. چنانکه امام صادق (ع) از اين شيوه جهت اعطاي بينش استفاده کردند. (19)
ب.روش هاي رفتاري
منظوراز روش هاي رفتاري روش هايي است که با ايجاد تغييردررفتارو عملکرد فرد، زمينه پيشگيري و درمان اسراف و تبذير را فرهم مي سازند.
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم تیر ۱۳۹۰ ساعت ۵:۴۸ ب.ظ توسط عبدالمجیدحاجیان
|