افرادي هستند که قدرت تسخير جن دارند،جن را احضار مي کنندو از آنان انجام کارهايي را که براي انسانها ممکن نيست خواستار مي شوند؛از جمله آن کارهااين است:به طور مثال مي خواهندشيئي را از جاي دور دست دنيا براي شخصي بياورند و يا از شهري دور از افراد خاصي خبر بياورندويااينکه از مال دزديده شده خبر دهندو دزد مال را پيدا نمايندو...
از
جمله اولياء خدا که اجنه در تسخير او بودند و براي او کار .مي کردند حضرت سليمان (ع) بود.اجنه براي حضرت سليمان (ع) کارهاي مهم و بسياري انجام دادند


تسخير جن توسط يک نوجوان
شيخ جعفرمجتهدي (ره) حتي در نوجواني ،اجنه را تسخير مي کرده و اجنه از ايشان اطاعت ميکردند. خود ايشان نقل کرده اند کمن در همان آغاز نوجواني شروع به تهذيب نفس و خود سازي و تقويت اراده نمودم و در قبرستان متروکه شهر تبريز که يکي ازقبرستان هاي بسيار مخوف ايران به شمار ميرود ورعب ووحشت
عجيبي بعد از استيلاي شب به خود مي گيرد،قبري حفر نموده ودر آن،شب را تا به صبح به اعمالي که در فکر وذکر خلاصه مي شدسپري مي نمودم و چون بسيار دوست داشتم به بينوايان ومستمندان کمک کنم وزندگي آنها را از فقر و تنگ دستي نجات بخشم ،سعي وتلاش بسياري مي نمودم تا معمّاي لا ينحل کيميا به دست من حل گردد،لذا قسمتي از سرمايه ي پدري را در اين راه صرف نمودم ولي به نتيجه اي نرسيدم اما چون اين کوشش من همراه با توسلات شديد بود ،يک روز هنگامي که مشغول انجام ترکيبات شيميايي بودم نا گهان سروش آسماني به من نداء در داد :((جعفر! کيميا،محبت ما
اهل بيت است ،اگر به دنبال آن هستي قدم بگذار وثابت باش)).باشنيدن آن نداي غيبي هدف ومسير زندگي ام به کلّي دگرگون شدو بر آن شدم تا به جاي تسخير جن و انس وملک وغيره واکتساب کيميا و علوم غريبه و کشف نيروهاي نامرئي به دنبال حقيقت .هميشه جاويد وپاينده يعني محبت و دوستي ائمه ي اطهار(ع)بروم تا آن روز و قبل از شنيدن آن هاتف غيبي و نداي ملکوتي موفق شده بودم بسياري از نيروهاي طبيعت را تحت فرمان درآورم،باطوري که در هر محفلي حضور داشتم،عده اي از جنيان حاضر بودند و دستوراتي که به آنها مي دادم اطاعت مي کردند.درآن ايام در يکي از اتاق هاي طبقه فوقاني منزل پدرم در شهر تبريز زندگي مي کردم.در آن اتاق،ظروف قديمي زيادي وجود داشت،از آن جمله دو عدد ظرف مرغي عتيقه شبيه به هم و بسيار گران قيمت که در دو طرف آن،آئينه قرار داشت. يک روز که از خانه خارج شده بودم،مادرم براي نظافت و سر و سامان دادن وارد اتاق شده و متوجه مي شود که يکي از ظرفهاي کنار آئينه نيست!او گمان ميکند که من آن ظرف را بخاطر تهيّه مواد شيميايي جهت به دست آوردن کيميا فروخته ام.هنگامي که به منزل بازگشتم،با لحني شديد به من گفت:جعفر!چرا اسباب منزل را مي فروشي؟ در جواب گفتم:من چنين کاري نکرده ام.مادرم گفت:يکي از ظرفهاي کنار آئينه نيست!به ايشان گفتم شايد ظرف را در جاي ديگر قرار داده باشم،سپس به اتاق رفتم وديدم که يکي از ظرفها درجاي خودش نيست،فهميدم که ناپديد شدن ظرف توسط اجنه انجام گرفته لذا فوراً مامور وموکّل مخصوص جني را احضار کرده واز او پرسيدم کاسه مرغي را به کجا برده ايد؟
او در جواب گفت:اوصاف اين يک جفت کاسه قديمي را براي پادشاهمان بيان کرده بوديم و او علاقه شديدي به ديدن آنها پيدا کرد،لذا امرکرد يکي از آنها را نزدش ببريم و بعد از مشاهده برگردانيم.به او گفتم يک نماز مستحبي دو رکعتي مي خوانم اگر تا پايان نماز،ظرف در جاي خود نباشد  شما را به شدت تنبيه کرده و خواهم سوزاندمشغول نماز شدم، در تشهد نظر به طاقچه انداختم و ديدم ظرف در جاي خود قرار گرفته است، آنگاه مادرم را صدا کرده و گفتم:ظرفهاکه در جاي خود مي باشد.

برای خواندن مابقی مطالب روی ادامه مطلب کلید کنید.......


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط عبدالمجیدحاجیان در شنبه بیست و یکم اسفند 1389 ساعت 4:49 قبل از ظهر موضوع تسخیر جن | لینک ثابت